khoshtip

I TRY

My Profile

  • Name: albaloo
  • City: tehran
  • Country: IR

My Weight Loss

Height:

Start weight:

60.00kg

Current weight:

55.40kg

Goal weight:

53.00kg

Lost to date:

4.60kg

Remaining:

2.40kg

My Calendar

8
October '08
< October >
S M T W T F S
      1 2 3 4
5 6 7 8 9 10 11
12 13 14 15 16 17 18
19 20 21 22 23 24 25
26 27 28 29 30 31  

My Photos

Before After

تلاش جدید

بالاخره من هم یه وبلاگ جدید ساختم تو بلاگفا تا بتونم برنامه جدید انار رو شروع کنم.. چون اونجا می تونم هرچقدر که انار جون می خواد جدول بکشم.

امروز سخت در حال کار کردن و حساب کتاب کردن بودم که نگاهی روم سنگینی کرد. فهمیدم مدیرعامل گرامیه. شانس آوردم که در حال رژیم بازی و اینکارا نبودم. خلاصه خیلی آروم شدم سر کار. یا کارامو می کنم و یا زیر چشمی یه نگاهی به کامپیوترم می ندازم. وقت کم دارم برای غر زدن.

همتون خیلی پویا و پر انرژی هستید . دوستون دارم.

از این به بعد فکر کنم بیشتر اینجا بنویسم.

 

86/10/24

خب باید بگم که من با وجود سرماخوردگی باز هم ورزش کردم و این سرماخوردگی ولم نکرد. دیگه خیلی ناراحت بودم که با وجود اینکه من اینهمه شلغم و لیمو شیرین می خورم و دائم دارم آب نمک تو حلق و بینیم می گیرم و اینهمه مایعات گرم که می خورم پس چرا خوب نمی شم پس از صحبت با برادر گرامی آقای همسر که پزشک هستند و با توجه به شواهد و قرائن موجود مشخص شد که سرما خوردگی من به خاطر سینوزیت اینقدر طول کشیده و خلاصه من مجبور به خوردن یه آنتی بیوتیک قوی شدم و خجالت می کشم بگم... چون می ترسم که دوباره معده درد بیاد سراغم قبل از خوردن قرصم کلی می خورم. پس من باز هم غذا خوردنم و کنترل نکردم. حالا تو این هاگیر واگیر پریود هم شدم. خودتون هم می دونید دیگه چه دل دردی میاد سراغ آدم. تمایل به چیزهای شیرین پیدا کردم و کلی از این کلوچه خرماییهای خوشمزه (جاتون خالی) خوردم. اما امروز صبح که وزن کردم همون 55.6 بودم و فکر می کنم اون 800 گرم اضافه وزن به خاطر پریود شدنم بود. من هم دلم می خواد همراه انار اینا برنامه 8 هفته ای رو برای تغییر لایف استایل شروع کنم. شاید از فردا ...ولی آخه خیلی برام مشکلکه ثبت چیزهایی که می خورم. معمولا وقتی شرکتم بس که غذاهاش بده نمی خورم و به جاش هله هوله می خورم. یکی بهم بگه...خب نخور. یه چیزهای سالم بخر بخور. یه خرده بهونه بیارم؟؟؟؟؟ چیزهای سالم تهیه کردنش مشکله اما خیلی راحت میشه بیسکویت خرید. همیشه سر کار بقیه شیرینی شکلات و این چیزها میارن با چاییشون می خورن.  بعدش من 10 ساعت سر کارم غیر چای چی می تونم بخورم. چای رو تلخ هم که نمی شه خورد. خلاصه اینطوریا

حالا از همه غرها و بهونه ها بگذرم برنامه انار جالبه من هم سعی می کنم همراهشون بشم

86/10/18

من بعد ازیک هفته800 گرم به وزنم اضافه شد. 3 روز در هفته ورزش می کنم. اما هنوز هم نتونستم مواظب غذا خوردنم باشم. به دو دلیل.(البته بهتره که بهونه نیارم) مشغله کاری و فکریم زیاد شده و دیگه اینکه 3 روز سرما خوردم و خیلی حالم بده. دیروز هم خیلی همت کردم که رفتم ورزش. وقتی با حال زارم برگشتم خونه، صدای شوهرم دراومد که حالا ورزش اینقدر مهمه!!!آخه ورزش خیلی روحیه من و خوب می کنه. به هر حال این هفته دیگه باید باید باید بنویسم چی می خورم.

daily

سلام . نخندیداااااا من چند بار که تا حالا غیبم زده و دوباره برگشتم و دوباره غیبم زده. اما گوش شیطون کر فکر کنم دیگه تا مدتی غیبم نزنه. چون اینترنت شرکتمون وصل شده.

تو این مدت من به 54 کیلو هم رسیدم. کلا جمع و جور شدم. ماه پیش هم هر روز می رفتم کلاس ایروبیک. یه مربی جدید جوون و خوش تیپ از پایتخت ایران اومده اینجا و خلاصه حالی به حولی. خیلی زنجیره های ایروبیکش قشنگ و باحالند. و من کلی کیف کردم. هم روحیه ام خوب شده و هم هیکلم. اما دیگه صدای آقای شوهر دراومده که تو تمام زندگی بعد از ساعت کاریت شده ورزش. آخه بعد ورزش هم می اومدم خونه و زنجیره ها رو تمرین می کردم. ولی از این ماه یک روز در میون میرم. اما از نظر غذایی اصلا خوب نیست شرایطم. هله هوله زیاد می خورم و یهو خیلی پرخوری می کنم. از این به بعد اینجا مینویسم چی می خورم که کنترل شده غذا بخورم

 

 

man omadam

من بالاخره از اون 56.5 اومدم پایین. درسته زیاد کم نکردم اما بالاخره طلسمش شکست. آخه رو این وزن گیر کرده بودم هی می رفتم بالا و وقتی دوباره شروع می کردم به کم خوری و ورزش دوباره می موندم رو همین وزن. الان 56.3 شدم. اما حس می کنم سایزم خیلی بیشتر کم شده. یه طور محسوسی جمع و جور شدم. چند روز پیش رفتم شلوار بخرم که نخریدم! سایز 36 خیلی راحت اندازم شد. یه مدت نمی دونستم چیکار کنم 38 برام گشاد بود و 36 هم تنگ. همیشه مشکل پهلو دارم و داشتم. اما الان یک کمی کم شده اما هنوز از بین نرفته.

 

الان دیگه خیلی کم می خورم. مدتی بود که شامها سالاد با یه غذای دیگه مثل یه کاسه حبوبات یا تخم مرغ پخته و این جور چیزها می خوردم بدون نون. الان هم اومدم خونه مامان جونم. یه هفته ای اینجام. ولی می خوام حسابی رعایت کنم تا وقتی برگشتم و رفتم رو ترازو نبینم که دوباره از 57 هم زدم بالا. امروز هم صبح با مامانم رفتم باشگاه. عصر هم حتما می رم دوچرخه سواری. خلاصه  اینجوریا دیگه. حتی بازوهام که فکر می کردم هیچ وقت لاغر نمیشه. کلی جمع و جور شده. پس پیش به سوی هدف

 

ruzmare4

سه شنبه: 4 تا خرما، 1 لیوان شیر، ا عدد نان سوخاری

 

میان وعده: چای، 2 تا بیسکوییت پتی بور، یک کم سویا، توت

 

ناهار:( ناهار شرکت ماهی بود و چون خیلی سرخ شده است و معلومه که با روغن مونده سرخ شده نمی خورمش. اصلا بعد خوردنش معده دردم شروع میشه. )4 قاشق سبزی پلو، 2 عدد شلیل. بعد هم که از رستوران برگشتم یک کم سویا و توت و کشمش خوردم چون واقعا گشنم بود.

 

میان وعده: 3 تا خرما، 1 عدد بیسکوییت پتی بور با چای، ا لیوان شربت پرتقال. اما وقتی برگشتم خونه. چشمتون روز بد نبینه. همه اینها رو یه جا خوردم: اعدد نان سوخاری با پنیر، 4/1 لیوان شیر، 5 تا رنگینک، 1 خرما، 2 قاشق شیره کنجد. واقعا شرمنده. آخه یکی نیست بگه دختر مثلا تو رژیمی خیر سرت. البته یه چیزی هم بگم. خرماهایی که من می خورم با اون رطبهای مضافتی بم که درشته فرق می کنه. شاید از نصف اونها هم کوچیک تر باشه. خرماش مال آبادانه. نمی دونید چقدر خوشمزه است. مثل کره تو دهن آب میشه. اصلا بهترین خرما همینه. البته به نظر من. خرماهای بوشهر هم خوشمزه است.

 

شرمنده: وقتی شوهرم از سر کار برگشت یک کم هندوانه هم خوردم. اون حمله های گرسنگی که تعریفش رو می کردم همین بود. سریع ورزش نکردم  این بلا هم به سرم اومد.اما بعدش ورزش کردم.

 

شام: سالاد، سینه مرغ آب پز، سیب زمینی پخته، یک تکه کوچیک ته دیگ

 

بعد از شام: 1 عدد هلو

 

ورزش: 50 تا دراز نشست، 25 دقیقه ایروبیک، 20 دقیقه هم ایروبیک با وزنه

 

چهارشنبه: 1 لیوان شیر، 4 تا خرما، 2 قاشق شیره کنجد، 4/1 تی تاپ، 1 نان سوخاری با پنیر

 

میان وعده: 1 سیب، 1 هلو، 1 شلیل( با فاصله زمانی خوردم)

 

ناهار: عدس و لوبیای پخته، 2 عدد خیار، چند حبه انگور

 

میان وعده:1 عدد هلو. چای با 3 تا خرما

 

شام: 4 قاشق ماکارونی، سالاد

 

بعد از شام: هندوانه، چند حبه انگور

 

ورزش: 20 دقیقه ایروبیک، 25 دقیقه استپ ایروبیک

 

فکر می کنم که خیلی زیاد می خورم. به نظر می رسه وبلاگ من بد آموزی داشته باشه. نظر شما چیه؟اگه کسی آدرس یه جدول کالری شماری کامل که به فارسی هم باشه داره ممنون میشم اگه برام بزاریدش.

 

ruzmare3

دیروز مطالب وبلاگم رو نوشتم اما تا خواستم آپدیتش کنم اینترنتم ته کشید پس من گزارشات رو الان می نویسم.

 

یکشنبه: صبحانه:1 لیوان شیر، 5 تا خرما، 2 تا هم از نوع رنگینکیش( شیکمو!!!)

 

میان وعده: یک تکه کوچیک نون سوخاری، 2 تا چای، 5 تا کشمش، 3 تا بیسکوییت پتی بور( قبل از ناهار داشتم از گشنگی ضعف می رفتم. برای همین بیسکوییت خوردم) 2 تا توت

 

ناهار: 4 قاشق پلو، قرمه سبزی، سالاد،  2 تکه هندوانه

 

میان وعده: 3 تا چای، یک عدد شیرینی یوخه( سوغاتی یکی از همکارا بود منم تحمل نکردم و خوردمش)

 

عصر: کمی هندوانه

 

شام: 5 قاشق ماکارونی، سالاد

 

بعد از شام چای رازیانه، توت

 

ورزش: تا رسیدم خونه 50 دقیقه ورزش کردم. ایروبیک و کیک بکسینگ با CD

 

دوشنبه:صبحانه:2 کف دست نان و پنیر، چای

 

میان وعده: 1 عدد موز، چای ، 1 عدد بیسکوییت پتی بور

 

ناهار: 4 قاشق سبزی پلو، گوشت، دوغ، 1 عدد شلیل

 

میان وعده: چای، کشمش، یک عدد شلیل، کمی هندوانه

 

شام: 5 قاشق ماکارونی، ماست و خیار، نصف یک نان سوخاری کوچک

 

بعد از شام: چای رازیانه، توت

 

چند روزی میشه که وقتی از سر کار برمی گردم سریع بعد از خوردن یک لیوان آب ورزش می کنم. من یه عادت بدی که داشتم. البته هنوز دارم و از بین نرفته. عصرها وقتی از سرکار برمی گردم مثل یه گاو گرسنه هستم. هر چی دستم می رسه اعم از سالم و ناسالم شروع می کنم به خوردنش. حتی گاهی گرسنه هم که نباشم همین کارو می کنم. الان هم همین طور. دچار حمله های وحشتناکی می شم. اما تا می رسم خونه ورزش رو شروع می کنم. بعد از ورزش احساس گرسنگی ام تقریبا از بین رفته، قصد دارم این عادت خوب رو جانشین اون عادت بد بکنم. الان وقتی از سر کار بر می گردم با اینکه خیلی خسته هستم و خیلی هم تو سرویس وقتم تلف می شه سعی می کنم رو خستگیم زوم نکنم و بهش فکر نکنم ، بجاش تجسم می کنم که تا رسیدم خونه ظهر هم همیشه گشنمه. قبلا می رفتم سراغ دوستام تا اگه چیزی برای خوردن داشته باشند رفع گرسنگی بکنم. معمولا هم می دونید که چه چیزهایی ناسالمی همراشونه. کیک، بیسکوییت یا شیرینی. اما الان تا اینطوری می شم از اتاقم می رم بیرون یه مسیری رو پیاده می رم و می رم دنبال یه کاری. فکر کنم راه حل بدی نباشه وقتی که دچار حمله های گرسنگی کاذب شدید( البته نه موقع شام ناهارتون) بلند شید کمی راه برید و فعالیت کنید اگه موقعیت دارید کمی هم ورزش کنید. فکر کنم اینطوری بتونید مغزتون رو متمرکز رو چیز دیگه ای کنید تا گرسنگی از یادش بره.

 

البته من بعضی مواقع از رو بیکاری و بی حوصلگی هم هله هوله می خورم یه عادت زشت دیگه هم دارم وقتی عصبی می شم میرم سراغ یخچال. که می خوام همشونو کنترل کنم.

 

امروز وزن کردم 56.5 شدم. لوگ وزنم رو به روز کنم و بعد از مدتها تو می تینگ انار شرکت می کنم.

 

 

 

ruzmare2

امروز روز خوبی برام بود. با اینکه خیلی کمتر از روزهای عادی غذا خوردم اما زیاد گشنه نشدم. روزهای که بیشتر می خوردم خیلی بیشتر گشنه می شدم.البته عصر موقع برگشتن به خونه خیلی گرسنه بودم. اما مثل یه دختر خوب و فرز تا اومدم خونه و لباسامو در آوردم(خیلی سریع) شروع کردم به ورزش کردن. 25 دقیقه ایروبیک و 20 دقیقه ایروبیک با وزنه. بعد هم با آقای شوهر رفتیم بیرون خرید. و حدودا 30 دقیقه پیاده روی کردیم.

 

صبحانه: 2 تا بیسکوییت ترد پنیر 2 تا خرما چای

 

میان وعده: چای 5 تا کشمش یک تکه کوچیک نون سوخاری( همکارم تعارف کرد، میل نداشتم نمی دونم چرا برداشتم اصلا؟!!!)

 

ناهار: 3قاشق پلو رون مرغ( سرخ شده) 1 ماست کوچیک

 

عصر: 2 تا چای 1 خرما 5 تا کشمش 2 تا توت چند تا سویا 1 شلیل کمی هندوانه( همشو باهم نخوردم از ساعت 12 ظهر تا 9 شب)

 

شام: 1 عدد نان سوخاری ماست و خیار یک کم سبوس هم ریختم توش

 

بعد از شام: 1 عدد هلو

 

2 تا سئوال دارم. این سویا خام که بوداده است کالریش چقدره؟ نکنه تاثیر بدی داشته باشه ؟

 

رعنا تو وبلاگش یه سری مطلب آورده که آدمهای که می خوان لاغر بشن وعده های اصلی غذا رو بخورن و بین وعده ها آب بخورن. اما من متناقضش رو شنیدم که باید 5 تا 6 وعده کوچیک خورد این طوری بدن احساس کمبود نمی کنه و چیزی رو ذخیره نمی کنه چون می دونه به زودی چیزی بهش داده می شه. در واقع وقتی بین وعده ها فاصله می افته بدن مواد رو نمی سوزونه و ذخیره نگه میداره و سوخت و ساز بدن میاد پایین. به نظر شما کدوم درسته؟ من سعی می کنم بین وعده های غذاییم چیزهای کم کالری بخورم چون فکر می کنم این طوری سوخت و ساز بدنم نمی یاد پایین.

 

 

ruzmare1

صبحانه:چای، 2 کف دست نان، 4 تا خرما، 2 تا گردو، یک کم پنیر( اینهمه خوردم بازم دلم می خواست بیشتر بخورم)

 

میان وعده ( همشو یه جا نخوردم) : 1 هلو، چند حبه انگور، سه تا خرما، یک کم سویا(بو داده)

 

ناهار: 1 کاسه سوپ، 1 کاسه سالاد، 4 قاشق لوبیا پلو

 

اما اینجا یه اتفاق بدی افتاد آقای همسر گرامی داشت رنگینک درست می کرد. خرما رو تو روغتن تفت داد، گردو رو چرخ کرد و تو روغن تفتش داد. بعد خرما رو چید تو ظرف و گردو رو مالید روش و کمی دارچین ریخت روش. من نمی خواستم بخورم. ولی یکی گذاشت تو دهنم. فکر می کنید من شکمو چیکار کردم؟

 

4 تا دیگه ازش خوردم. ولی خیلی خوشمزه بود حالا فکرش و بکنید 2 تا ظرف بزرگ از رنگینک خوشمزه تو یخچالمون هست. که من باید تحمل کنم و نخورمش!!!

 

عصر: 1 لیوان چای رازیانه، یک تکه نبات کوچیک

 

  کمی هندوانه، یک عدد هلو

 

شام: یک کاسه پر عدس، سالاد

 

ورزش: 24 تا سلام بر خورشید صبح بعد از بیدار شدن از خواب. عصر هم یک کمی به خودم تکون دادم.

 

جدی کمکم کنید!!!! اگه موقعیتی نداشته باشید که بیرون ورزش کنید یا باشگاه برید تو خونه چی کار می کنید؟ تنوع هم داشته باشه که زود ازش زده نشید. یک کمی هم مرفح  باشه! چه پر توقع!

 

after a long time

سلام به همه دوستای خوش تیپم من بعد از چندین غیبت کبری و صغری برگشتم. این دفعه دیگه بدقولی نمی کنم. چون با اینکه اینترنت شرکت درپیتم هنوز راه نیافتاده اما بالاخره برای خونه تلفن وصل کردیم. و من می تونم کارت بخرم و با این اینترنتهای فوق العاده یواش حداقل یه سری به اینجا بزنم.اینجا واقعا عالیه و به آدم انرژی و انگیزه میده. اون موقعی که من به این سایت سر می زدم هم خیلی خوب ورزش می کردم و هم غذا خوردنم تغییر کرده بود. ولی نپرسید از الان که مدتهاست برخلاف قولی که داده بودم اصلا ورزش نکردم. تو ایران الان همه چی به بنزین ربط پیدا کرده هر جا میری حرف بنزینه ولی باور کنید بنزین تو اراده من برای ورزش کردن هم اثر گذاشته. حالا بگین چطوری. من از 7.30 دقیقه منتظر سرویس می موندم که قبل از 8 برسم سر کار و 4.30 دقیقه برمی گشتم که قبل از 5 می رسیدم خونه. صبح ساعت 6 از خواب پا می شدم و 50 دقیقه ورزش می کردم. چون ماشین شرکت یه سواری بود که من و 3 تا از همکارامو 20 دقیقه ای می رسوند. اما حالا یه مینی بوس هست که کلی از همکارامو باید برسونه . کل کوچه پس کوچه های شهر و یاد گرفتم. و از شانس بدم نفر یکی مونده به آخر هستم که پیاده می شم و نفر دوم هستم که سوار می شم. فکرشو بکنید نفر اول چقدر بد شانسه. خلاصه ساعت 7.10 دقیه سوار سرویس می شم. و ساعت 5.25 دقیقه می رسم خونه یعنی 50 دقیقه صبح و 55 دقیقه عصر تو سرویس هستم. این 5 دقیقه هم به خاطر ترافیک هستش. تو گرمای خوزستان. باور کنید خیلی سخته که قبل از 6 پاشم و یا بعد از اینکه کلی تو ماشین عرق ریختم بیام خونه ورزش کنم. اما امروز می خوام بشینم فکر کنم تا یه زمان مناسب براش پیدا کنم.  این هم کارنامه امروزم

صبحانه: 1 عدد هلو. جند حبه انگور

 

 2 کف دست نان لواش پنیر اعدد گردو اعدد چای 2 عدد خرما

 

 میان وعده: اعدد خیار، ا عدد هلو( با فاصله زمانی)

 

 ناهار: اکاسه سالاد(خیار، گوجه، چند حبه انگور) اکاسه سوپ جو 1 یک دست نان لواش

 

 عصر:چای رازیانه 3 عدد خرما       کمی هندوانه

 

شام: 6 قاشق لوبیا پلو سالاد

 

بعد از شام: قهوه ترک ( یک قاشق شکر) 5 عدد خرما ( می دونم خیلی زیاده ولی گشنه ام بود)

 

1 عدد هلو. بعدش هم دندونامو مسواک زدم که شکمم بفهمه که دیگه همه چی تموم شد.

 

ورزش: 45 دقیقه ایروبیک

 

 

Tracker